خرید بک لینک

يا مسيح حسين، يا علي اصغر ادركني

"تنت به ناز طبیبان نیازمند" شده

"وجود نازکت آزرده ی گزند" شده

رسید کوفه به جایی که پایه ی ظلمش

به سهم خواهی از این شیر خوار بند شده

به روی دست ، پدر می دهد تو را از دست

پدر دوباره پسر داد و ارجمند شده

تو آخرین نفر از لشکری و بعد از تو

میان لشکر دشمن بگو بخند شده

تو را به نیت قلب حسین تیر زدند

اگر چه زخم تن او هزار و اند شده

فشار مادرت افتاد تا سرت افتاد

...و هر چه شوری دریاست آب قند شده!

فقط به جرم "علی "بودن است اینگونه

هر آنچه را که مقاتل نوشته اند شده

علی اکبر و سقا و قاسم و... حالا

کسان تو هدف هرچه ناکسند شده

اگر که "خون خدا" زاده ای بنابراین

تمام خون تو سمت خدا بلند شده

شعر از : مظاهر کثیری نژاد

منبع: عقيق

برچسب: شعري در وصف دوست,شعري در وصف پدر,شعری در وصف پدر,شعری در وصف مادر,شعری در وصف معلم,شعری در وصف امام رضا,شعری در وصف خدا,شعری در وصف امام حسین,شعری در وصف بهار,شعری در وصف استاد, نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 8:48

صفحه بندی